شورتلامبادام رابادندان کشید



جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه
یک شب دلی به مسلخ خونم کشيد و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشيد و رفتپس کوچه های قلب مرا جستجو نکرداما مرا به عمق درونم کشيد و رفتیک آسمان ستاره ی آتش گرفته رابر التهاب سرد قرونم کشيد و رفتمن در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشتخطی به روی بخت نگونم کشيد و رفتتا از خیال گنگ رهایی رها شومبانگی به گوش خواب سکونم کشيد و رفتشاید به پاس حرمت ویرانه های عشقمرهم به زخم فاجعه گونم کشيد و رفتتا از حصار حسرت رفتن گذر کنمرنجی به قدر کوچ کنونم کشيد و رفتدیگر اسیر آن
سه ماه تعطیلات که می شد می گفت خوشم نمی آید برم تو کوچه با این بچه ها وقت صرف کنم. می خوام برم شاگردی. می گفتیم آخه زشته برای ما، تو بری شاگردی. اما اون گوش نمی کرد و می رفت شاگرد یک میوه فروش می شد. اینقدر این بچه زحمت می کشيد تو کارش که وقتی خونه میامد دیگه نفس نداشت. می گفتم: ننه، کی میگه تو با خودت اینطور بکنی؟ می گفت: باشه، زحمت کشی یک نوع عبادت است، طوری نیست، حضرت علی چقدر زحمت می کشيد، نخلستان ها را آب می داد، مگه ما به دنیا اومدیم که بخوریم و
هفت قانون طلایی NLP برای موفقیت
 
قانون اعتقادات
به هر چیز که اعتقاد داشته باشید چه درست چه نادرست، بر قسمت نیمه‌هوشیار
ذهن تأثیر می‌گذارد و با دقتی حیرت آور به عینیت در می‌آید. هر امر باید
ابتدا در غالب اعتقاد درآید تا به آن عمل شود.
قانون انتظارات
هر آنچه که انتظارش را می‌کشيد به سرتان می‌آید. مثلاً اگر انتظار یک زندگی
خوب و موفق را می‌کشيد، همان را خواهید داشت و برعکس. پس اگر هر عملی که
انجام دهید از آن انتظار مثبت داشته باشید، ن
مادر خسته از خرید برگشت و به زحمت زنبیل سنگین را داخل خانه کشيد. پسرش وقتی مادرش را دید به او گفت: مامان!
وقتی من داشتم تو حیاط بازی می کردم و بابا داشت با تلفن صحبت می کرد تامی با یه ماژیک روی دیوار اتاقی را که شما تازه رنگش کرده اید، خط خطی کرد.
مادر آهی کشيد و فریاد زد: حالا تامی کجاست؟ و رفت به اتاق تامی کوچولو. تامی از ترس زیر تخت خوابش قایم شده بود. وقتی مادر او را پیدا کرد، سر او داد کشيد: تو پسر خیلی بدی هستی. و بعد تمام ماژیکهایش را شکست و ر
آخرین خبر/
 
آزاده نامداری با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت: یک شب دلی به مسلخ خونم کشيد ورفت.....اسفند غم انگیز، علی معلم، افشین یداللهی....
پ.ن.علی وزینی توام همین امسال تنهام گذاشتی وداستان ازدست دادن های عزیزام از روز رفتنت شروع شد. میخوام هفت سین بچینم این اولین عید گندمه اما دستم نمیره. چرا اینجوری شد؟
 
ادامه خبر
اخبار فناوری فوری
غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی درباره کاندیدای پوششی معتقد است: در فرایند انتخابات هر اتفاقی، قابل پیش‌بینی است و نمی‌توان در میان راه از آن بازگشت یا عقب کشيد. این مسأله‌ای است که در گذشته هم وجود داشته؛ همان سال 76 با وجود آنکه رقابت و تضاد میان آقایان ناطق نوری و خاتمی چندان شدید نبود، گزینه‌هایی چون آقای ری شهری و مرحوم حبیبی نیز مطرح بودند. اینکه در کنار کاندیدای اصلی، گزینه‌های جایگزین احتمالی مطرح می‌شون
ناگفته های زنان از دردهایشان
 
 
 اگر خجالت می ‌کشيد به خاطر بعضی بیماری ‌ها یا مشکلات ‌تان دکتر بروید و مشکل‌ تان را با او در میان بگذارید، بدانید که شما تنها نیستید. در دنیا میلیون‌ها میلیون زن هستند که مانند شما هستند. در این مقاله با 6 مشکل شایع زنانه که بسیاری از خانم‌ها از در میان گذاشتن آن ها با پزشکان طفره می ‌روند، آشنا می‌ شویم.مجله اینترنتی کوئن
چن روزه میخواستم بنویسم اما نمیشد حافظه گوشیم پرشده بود و سایت رو باز نمیکرد امروز بعد کلیییی پاکسازی بالاخره گوشیم یه نفس تازه کشيد...دوستام میگن تو با این گوشی کوچیکت هرکاری انجام میدی
چن روزه میخواستم بنویسم اما نمیشد حافظه گوشیم پرشده بود و سایت رو باز نمیکرد امروز بعد کلیییی پاکسازی بالاخره گوشیم یه نفس تازه کشيد...دوستام میگن تو با این گوشی کوچیکت هرکاری انجام میدی
روزی بود، روزگاری بود. دو نفر با هم سر پیاز و پیازکاری دعوایشان شد. توی کتاب ها نوشته نشده که چه شد که آن ها با هم دعوا کردند.اما ما فکر می‌کنیم که رهگذر خسیسی به مرد کشاورز زحتمکشی که مشغول کاشتن پیاز بود رسید و با طعنه گفت: « زیر این آفتاب داغ کار می‌کنی که چی؟ این همه زحمت می‌کشی که پیاز بکاری؟ آخر پیازهم شد محصول؟ پیاز هم خودش را داخل میوه ها کرده به چه درد می‌خورد؟ آن هم با آن بوی بدش!»پیاز کار ناراحت شد. هر چه درباره ی پیاز و فا
جوانان و نوجوانان
در حال سازماندهی بسته های دریافتی (#طرح بزرگ عیدانه) ...
از همه دوستان سپاس گزاریم ، این شب ها خیلی زحمت می کشيد . دستتون درد نکنه ...
ان شاءالله عاقبت بخیر باشید ...
عکس ها در ادامه ارسال می شود ...
 
کانون فرهنگی هنری عمّار - نیشابور
به گزارش گروه خواندنی های مشرق، 5 شنبه گذشته آدریانا میراندا به همراه بچه 4 ماهه و خواهرش در خیابانی مشغول قدم زن بود که زنی میان سال خود را بر روی کالسکه کودک انداخته و شروع به خوردن نوزاد کرد. شاهدان این ماجرا عنوان کردند که این زن، دیوانه وار فریاد می کشيد و در حالی که دست نوزاد را می کشيد آن را به دندان گرفته و می جوید. با مجله انلاین تارا وب همراه باشید ، لطفا افرادی که زیر 18 سن دارن از خوندن این مطلب خودداری کنند.تارا وب | مجله تفریحی انلاین
موشی, مهار شتری را به شوخی به دندان گرفت و به راه افتاد. شتر هم به شوخی به دنبال موش روان شد و با خود گفت: بگذار تا این حیوانک لحظه‌ای خوش باشد, موش مهار را می‌کشيد و شتر می‌آمد. موش مغرور شد و با خود گفت: من پهلوانِ بزرگی هستم و شتر با این عظمت را می‌کشم. رفتند تا به کنار رودخانه‌ای رسیدند, پر آب, که شیر و گرگ از آن نمی‌توانستند عبور کنند. موش بر جای خشک شد.
شتر گفت: چرا ایستادی؟ چرا حیرانی؟ مردانه پا در آب بگذار و برو, تو پیشوای من هستی
شیوانا با چند تن از شاگردانش همراه کاروانی راه می سپردند. در این کاروان یک زوج جوان بودند و یک زوج پیر و میانسال. زوج جوان تازه ازدواج کرده بودند و زوج پیر سال ها از ازدواجشان گذشته و گرد سفید پیری بر سر و چهره شان پاشیده شده بود. در یکی از استراحتگاه ها زن جوان به همراه بانوی پیر به همراه زنان دیگری از کاروان برای چیدن علف های گیاهی از کاروان فاصله گرفتند و شوهران آنها کنار شیوانا و شاگردانش در سایه نشستند و از دور مواظب آنها بودند. در این هنگا
یکبار سعید خیلی از بچه‌ها کار کشيد.فرمانده دسته بود.شب برایش جشن پتو گرفتند.حسابی کتکش زدند.????من هم که دیدم نمی‌توانم نجاتشدهم، خودم هم زیر پتو رفتم تاشاید کمی کمتر کتک بخورد!سعید هم نامردی نکرد، به تلافیآن جشن پتو، نیم‌ساعت قبل از وقت نماز صبح، اذان گفت.????همه بیدار شدند نماز خواندند!!!بعد.
از زمانی که جریان فتنه در روز قدس و ۱۳ آبان سال ۸۸ بر شعار "مرگ بر اسرائیل" و "مرگ بر آمریکا" ضربدر کشيد و اقدام به سردادن شعارهای انحرافی کرد، تا هتک حرمت بزرگترین مقدسات مردم ایران خیلی طول نکشيد. فتنه گران با هتاکی به امام راحل در ۱۶ آذر قلب ملت ایران را به درد آورد اما وقتی کار به جسارت به خیمه ابا عبدالله(ع) و هتاکی به روز مقدس عاشورا کشيد، دیگر صبر ملت لبریز و شد آنچه شد.
بقیه در ادامه مطلب....بیس دهم سایتی برای بهترین ها از برترین ها
شما باید سربازان خود را هدایت کرده و با دشمنان مبارزه کنید. مناطق تحت اشغال را به نظارت خود درآورید. بازی در میان دریاها و جنگل ها توسط سلاح های گوناگون مثل توپ ، اسلحه های انفرادی و.. است. برای دفاع از شهر خود دور شهر خود را دیوار می کشيد و برج هایی برای تیر اندازی به سوی دشمن می سازید.جهان در یک نقطه
سرباز از برج دیده بانی نگاه می کرد و عکاس را می دید که بی خیال پیش می آمد. سه پایه اش را به دوش می کشيد. هیچ توجهی به تابلوی « منطقه نظامی - عکاسی ممنوع » نکرد.
هوا سرد بود و سرباز حوصله نداشت از دکل پایین بیاید. مگسک تفنگ را تنظیم کرد و لحظه ای نفس در سینه اش حبس شد. در حال کشيدن ماشه، تلفن برجک زنگ زد و تیرش خطا رفت.
 پشت خط یکی گفت:
ـ جک خواهرت از مینه سوتا آمده بود تو را ببیند. همان که می گفتی عکاس روزنامه است. فرستادمش سر پستت تا غافلگیر ش
با همکاری اداره ورزش و جوانان مریانج همایش شیرخوارگان حسینی در سالن شهید ابوالقالسم حاجی بابایی برگزار شد.در این مراسم مادرشهید طهماسبی بعذ از 33 سال فراق در این محفل عزیزش را در آغوش کشيد .این مراسم به مناسبت روز جهانی شیرخوارگان حسینی برگزار گردیدورزش و جوانان مریانج
دلم برای تو تنگ است ای سرا پاخوب دلم برای تو تنگ است مثل تنگ غروب
 
چه لحظه های غریبی که بی تو میگذرندچه روزگارعجیبی است بی تو ای محبوبچقدربی تو به غربت شکست خاطرخاکنیامدی وعطش درعطش زبانه کشيد
 
برای مشاهده ادامه این شعر زیبا به ادامه مطلب مراجعه نماییدعاشقانه
 
 
به گزارش تیزلند، به نقل از خبرگزاری مشرق، محمد حسین کفراشی مدیرکل دفتر شاهد و امور ایثارگران وزارت آموزش و پرورش در خصوص سهمیه خانواده شاهد و همچنین ایثارگران در آزمون استخدامی آموزش و پرورش اظهار داشت: این سهمیه امسال برای خانواده شاهد و ایثارگران 3 هزار نفر است و همه افرادی که در آزمون شرکت کرده اند قبول نشدند.
وی افزود: افرادی که در آزمون استخدامی آموزش و پرورش پذیرفته شده اند از رتبه های علمی بالاتری برخوردا
.روزگار غریبی است ، جایی برای صداقت نمانده است.
 
دیگر دوره دوست داشتن و محبت کردن گذشته است.
 
انسان باید بی رحم باشد و دور از انسانیت واقعی خیانت کند و حق کشی ، تا به او انسان بگویند.
 
ولی باز هم باید زندگی کرد ، باید حقیقت را جویا شد ، باید ماند و صبوری کرد- 
 
به قول آشنایی که مرا گفت : نباید جا زد ، نباید میدان را خالی کرد -آری ، باید عذاب کشيد و فرار نکرد ، حتی اگر ویران شوم
 
من که مدتهاست ویرانه ام و از ویرانه شدن دوباره
این دو روز اخیر اتفاقای عجیبی افتادن... بعضیا جوری سوختن که پرونده سازی کردن به خیال خودشون، خواستن مثلا مارو خراب کنن... درسته رفتیم حراست صحبت کردیم، ولی چیزی نبود اصلا که بخوان بچسبونن بهمون! والا... طرف سر یه قضیه ی دیگه با دخالت من نتونسته به هدفش برسه سر بقیه رو شیره بماله، الان عقده کرده... ولی الکی داره دستو پا میزنه... ???? ولش...
جدیدا خیلی تیکه های ظریف و جالی انگیزی میندازن بعضییااااا ???? اصلا من چیزی پیدا نمیکنم بگم ???? دیگه ببینین وضع چجو
امشب واسه تو مینویسم
فقط واسه تو
مجیدم
دلم واست تنگ شده
با اینکه میدونم این روزا و این شبها حتما یه نفر دیگه توی آغوشته و باهاش آرامش داری
ولی...
این شبها بدجوری دلم آغوشتو میخواد...
بااینکه همیشه باهام سرد بودی خیلی دوستم نداشتی
ولی من بدجوری دل به تو داده بودم
چرا اومدی تو زندگیم ...
به زور اومدی ...وقتی عاشقت شدم یهو ولم کردی...
مجید خیلی طول کشيد تا ببخشمت
مجید بخشیدمت ولی الان میخوامت
مجید من این روزا تورو میخواممممم...
مجید.ح..
مجید میخ
شیوانا در مدرسه نشسته بود که با دیدن صحنه ای عجیب جا خورد. زن و دختر جوانی پیرمردی را کشان کشان نزد او آوردند، در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا سوالی را از جانب آن ها از پیرمرد بپرسد. شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتار زشت دختر و زن با پیرمرد پنهان کند، از زن قضیه را پرسید.
زن گفت:این مرد همسر من و پدر این دختر است. او بسیار زحمت کش است و برای تامین معاش ما به هر کاری دست می زند. از بس شب و روز ک
 
دخترهمسایمون 8سالشهاومده میگه :شماره ایرانسلمو تو گوشیت save کن داشته باشی!!! خندیدم گفتم :من ایرانسل قبول نمیکنم!!اومد لپمو کشيد گفت :بچه خوووووووشگل!مام ثابتمونو به هرکسی نمیدیم!!!!!!!!!! :neutral_face:یعنی با خاک کوچه یکی شدم
 اس ام اس
‍ کوس جنگ زدند و شاه در قلب لشگر ایستاد و طوس در جلو بود و در سمت راست گودرز و گیو و در سمت چپ فریبرز و رهام و زنگه شاوران و گرگین قرار داشتند . افراسیاب هم در چپ هومان و در راست پیران و در جلو برزو را قرارداد . پس برزو رخصت گرفت و جلو رفت و نعره زد که من برزو هستم و کسی جز رستم را برای نبرد نمی‌خواهم . وقتی رستم صدایش را شنید جلو آمد و جنگ آن دو شروع شد . نیزه‌ها به هم می‌خورد و گرزها به هم زدند اما نتیجه نداشت پس کشتی گرفتند . خیلی طول کشيد و از تشنگ
 
بهار در پس زمستان هر کدام از ما نهفته است...و در پس هر بهار خزانی...
روح تغییر در ما جاریست...
طبیعت را باید در آغوش کشيد...
نفس را با دَمِ صبح کشيد...
و با آرامش شب از نو مرگی دیگر را تجربه کرد...
 
 
#سراب
 
11/12/95سرطـــــــــــــــــان مـــــــــاندنی نــــــــیست
های ناز کودک ∫ همه جا ساکت و آرام بود. همه خواب خواب بودند؛ فقط جغد جوان بیدار بود. او مثل همیشه، وقتی خورشید رخت و لباسش را از روی زمین جمع کرد و رفت، از خواب بیدار شد. چشم‌هایش را مالید و خمیازه‌ای کشيد. صدای قاروقور شکمش را که شنید فهمید گرسنه است. باید فکری به حال گرسنگی‌اش می‌کرد. بال‌هایش را از هم باز کرد. کش‌وقوسی به خودش داد. نگاهی به دوروبرش کرد و پرید، اما اصلاً جایی را نمی‌دید. خواست به لانه‌اش برگردد که ناگهان…
به نام اُمِّ عقیله ، به نام قدیسین
به نام قبله‌ی قلب قبیله‌ی یاسین

به نام سورهء دُخّان که مدح فاطمه است
لبالب است ز اوصاف او کتاب مبین

صراطِ اوست «صراط الذین اَنعمت»
برای دشمن او گفته شد «وَلَاالضّالین»

قسم به فضّه و اَسما که مادر سقا
کنیز او شد و عالم کنیز ام بنین

دلیل بارش ابر است و ساکن قوسین
به نور اوست اگر میشود کمان رنگین

بدون مرحمت مادرانه اش والله
نمیرود ز گلوگاه آب خوش پایین

اراده کرد خدا که دوب
یک مرد دانمارکی که چندی پیش ویدئویی از خود در فضای مجازی منتشر کرده بود که طی آن، یک نسخه از قرآن را به آتش می کشيد، به توهین به مقدسات متهم شد و پرونده او برای رسیدگی های قضایی به دادگاه این کشور ارجاع داده شد.نوری از بهشت
این دوران تجسس در نیمه انزوای شهر پرنیستون با اضطراب و اغتشاش آمیخته ‌شده بود. هنوز ده سال دیگر از زندگی انیشتین باقی مانده بود، لیکن این دوره ده ساله درست مصادف با هنگامی بود که عصر بمب اتمی شروع می‌گردید و بشریّت تمرین و آموزش خویش را در این زمینه آغاز می‌کرد. بنابراین مسأله واقعی که برای او مطرح شد موضوع چگونگی پیدایش بمب اتمی نبود، با وجود اینکه منظور ما در اینجا دادن چشم اندازی مختصر از روابط انیشتین با حوادث بزرگ سیاسی آخرین سال
باز یاد اون حرکت اون روزمون افتادم... خیلی خنده داره انصافا ????????????
ینی هرجوری فک میکنم، این چه کاری بود کردیم اخه ???? پدر و پسر با اون ماشین ضاااایع وایسادیم دید میزنیم ????????????????????
اخرشم دختره میاد میگه نه ???? عجب وضعی بشه اون موقع...
اقلا خوبه باعث شده تو یه تیم باشیم سه تایی منو مامانمو بابام ???? ینی احساس میکنم میشه نقشه ی براندازی یه کشورو کشيد الان ???? والا...
نمیدونین که چقد الان دوس دارم یکم با سرعت فیلم بره جلوتر تو قسمتای جذاب تر ???? این جا
سلام به همه برو بچه های تارا وب چندتا از دوستان تو کانال گفتن که اموزش بازی پوکمون رو بزاریم
بلاخره امروز تصمیم گرفته شد که اموزش کاملشو بزاریم اولا خیلی معذرت میخوام که اینقد طول کشيد اخه پیدا کردن اموزش کامل
و صحیح بازی یه خورده مشکل بود ولی امروز بلاخره به قولم عمل کردم و گذاشتم هرسوالی داشتید در خدمتمتارا وب
پرکارترین و موفق‌ترین کارآفرینان زمان ما به شکست به عنوان عامل‌هایی می‌نگرند که می‌توانند به فرد در رسیدن به هدفش کمک ‌کنند، از این رو شکست را با آغوش باز می‌پذیرند. توماس ادیسون در مورد مدت زمانی که طول کشيد تا لامپ را اختراع کند، گفت " من 10 هزاربار شکست نخوردم، من با موفقیت 10 هزار روش را یافتم که کار نمی‌کردند". اگر فقط چند باری است که شکست را تجربه کرده‌اید، هنوز راه‌های زیادی برای ادیسون شدن در پیش دارید.
 دفتر سعید
سلام به همه برو بچه های تارا وب چندتا از دوستان تو کانال گفتن که اموزش بازی پوکمون رو بزاریم
بلاخره امروز تصمیم گرفته شد که اموزش کاملشو بزاریم اولا خیلی معذرت میخوام که اینقد طول کشيد اخه پیدا کردن اموزش کامل
و صحیح بازی یه خورده مشکل بود ولی امروز بلاخره به قولم عمل کردم و گذاشتم هرسوالی داشتید در خدمتمتارا وب | مجله تفریحی انلاین
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید